|
اسم نداشتم... |
|||
|
درباره ی سارا انار ندارد |
|
||
|
درد دل های عادل حیدری.
همدلان من
شرابستان / انجمن شعر خانه ی هنرمندان شهرکرد انار های کهنه
|
|
چی بگم ؟ ...
به دغدغه های شاعرانه ی دوست عزیزم یاسر نادری و صبوری اش ، که چند وقتی ست جا پای مردی بی احساس در سفره ی کوچک عاشقانه اش لکّه انداخته ... دو تا پرنده ی در جست و جوی هم بودند دو مرغ عشق که در آرزوی هم بودند و َ چشم های دو تاشان بدون پلک زدن شبیه پنجره هایی به سوی هم بودند برای هم فقط آواز ِ عشق می خواندند تمام ِ همّ و غم و آبروی هم بودند به غیر " عاشقتم " حرف دیگری نزدند ، تمام ِ عمر که در گفت و گوی هم بودند یکی از آن دو پرنده ، غروب ِ یک جمعه نگاه کردم ، اخم هاش توی هم بودند یواشکی به خودش گفت ، صحنه ی نحسی ست : ـ دو لنگه کفش که آن روز روی هم بودند نمای آخر این فیلم ، سقف ِ یک ایوان ، دو تا قفس که فقط رو به روی هم بودند !
به قلم عادل حیدری در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384 ساعت 21:19 موضوع: | کار دیگری از خودم :
غزل ِ داغ ، کمی میل نداری خانم ؟ دزدکی ، زیر ِ لب : ـ ایمیل نداری خانم ؟ تازگی چشم ِ شما خسته و بی حوصله است چشم خوشگل کن ، ری میل نداری خانم ؟ به زبان ِ خودمانی ، تو قضاوت کن ، نه ... هی نگو سیل نکن ! سیل نداری خانم ؟ * سیل اشکی ست که از چشم ِ خدا ریخته است می دهی قرض ؟ ... کمی سیل نداری خانم ؟ دل ِ من لک زده بدجور برای مُردن یک قطار و دو قدم ریل نداری خانم ؟ بچّه بودم که شبی ، سیل زبانم را بُرد چکمه ها ، قلّکم و ... د ِ یل ندالی خانم ؟ دلخوشی های من این دفتر ِ شعر است و کمی غزل ِ داغ ! تو که میل نداری خانم ! * سیل در زبان لُری به معنای نگاه است ! فارسان ـ دی ۸۴
به قلم عادل حیدری در سه شنبه نهم اسفند 1384 ساعت 17:52 موضوع: | |
|