|
غزل جدید
جای خالی تو در سینه ی من یک بغل است قصّه ی دوری تو تلخ شبیه عسل است « دوستت دارم ِ» من حرف ِ جدیدی ست ولی داستانی ست که تاریخچه اش از ازل است بی خبر رفتی و دوری ت به من ثابت کرد منشأ سخت ترین زلزله ها یک گسل است زخم ِ رسوا شدنم روی زبان هاست هنوز زندگی نامه ی من دفتر ِ ضرب المَثل است زنده ام ، زنده ولی منتظر ِ فاتحه ای سینه ی سوخته ام قبر ِ هزاران غزل است
راستی بعد ِ خدا از تو چه پنهان مریم آخرین دوست که مانده ست برایم اجل است !
شهریور 88
به قلم
عادل حیدری
در شنبه هفتم شهریور 1388 ساعت 2:47 موضوع:
|
|