|
اسم نداشتم... |
|||
|
درباره ی سارا انار ندارد |
|
||
|
درد دل های عادل حیدری.
همدلان من
شرابستان / انجمن شعر خانه ی هنرمندان شهرکرد انار های کهنه
|
|
چی بگم ؟ ...
به دغدغه های شاعرانه ی دوست عزیزم یاسر نادری و صبوری اش ، که چند وقتی ست جا پای مردی بی احساس در سفره ی کوچک عاشقانه اش لکّه انداخته ... دو تا پرنده ی در جست و جوی هم بودند دو مرغ عشق که در آرزوی هم بودند و َ چشم های دو تاشان بدون پلک زدن شبیه پنجره هایی به سوی هم بودند برای هم فقط آواز ِ عشق می خواندند تمام ِ همّ و غم و آبروی هم بودند به غیر " عاشقتم " حرف دیگری نزدند ، تمام ِ عمر که در گفت و گوی هم بودند یکی از آن دو پرنده ، غروب ِ یک جمعه نگاه کردم ، اخم هاش توی هم بودند یواشکی به خودش گفت ، صحنه ی نحسی ست : ـ دو لنگه کفش که آن روز روی هم بودند نمای آخر این فیلم ، سقف ِ یک ایوان ، دو تا قفس که فقط رو به روی هم بودند !
به قلم عادل حیدری در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384 ساعت 21:19 موضوع: | |
|